خورشید رخت رفت و بهر من شب تار شد
اشک بر مژه ی چشمم بر چوبه ی دار شد
من ماندم و پروانه ، او بی شمع پر زد و رفت
از سوز دوری ی تو ماندم تا فردا بپا شد
ما را در سایت فردای خوبان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1402 ساعت: 14:02
از سرنگدرد این شور و این شیدایی هرگز
بر من نگذرد رنگ سپید و بوی پیری هرگز
تا در طالع ی سبزم گل ریحان سرشتند
این شد عزیزم
بی ریحانه ی تو نگردد شب تارم به فردا هرگز
ما را در سایت فردای خوبان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1402 ساعت: 14:02
گوی سخن
که سخن تو چو باد صبا با بوی خوش است
نجوا نکنم ، فریاد کنم که،
عشق گر بسوزاند فردا را
در دریای چشمان ریحان تو که باشد خوش است
ما را در سایت فردای خوبان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1402 ساعت: 14:02